اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
141
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
خدر 106 خفتن و گران شدن دست و پاي را به تازي خدر گويند . بيماران را فتد ، و كساني كه آب سرد بسيار خورند و خدر مقدمه فالج باشد . علاج آن قي كردن باشد ، پس به حقنه تيز و به داروي مسهل و استفراغ كردن ، و ماء العسل الاصول دادن با روغن بادام تلخ و بر طريق علاج فالج رفتن . رعشه ( 1 / 175 ) لرزيدن دست و پاي را به تازي " رعشه " گويند . و بيشتر پيران را فتد و كساني كه آب سرد بسيار خورند و كساني كه شراب بسيار خورند و پيوسته خورند . علاج آن همچون علاج " فالج " است و باز داشتن 107 از شراب باشد ، و روغن گل با روغن مورد و اندكى سركه بر سر نهادن . صداع و شقيقه گرم ( شقيقه درد نيمه سر Hemicrany ) علاج آن همچون علاج " سرسام گرم " بايد كرد به قدر حاجت . صداع و شقيقه سرد و علاج اين ، همچون علاج " سرسام سرد " بود و علاج " سبات " هر دو به آن تامل بايد كرد و الله اعلم .